احیای «مجمع عقلا» در پارلمان دهم/ مجلس عقلا، پایانی بر عصر تازه به دوران رسیده‌ها

همیاری؛ مصطفی داننده- رئیس جمهور روحانی در گفت‌وگوی تلویزیونی خود با مردم از آنها خواست که افرادی را برای نمایندگی مجلس انتخاب کنید که تجربه و دانش بیشتری دارند. » او آرزو کرد که :«انشالله مجلس عقلا و متدینین و عاشقان به انقلاب و کشور تشکیل شود. انشالله مردم افرادی را برگزینند که لابق تر بوده و با مسئولیت بیشتری، نماینگی را بپذیرند.»

روحانی در این سخنان خود به «مجلس عقلا» اشاره می‌کند، مجلسی که نمونه کوچک تر آن را در مجلس دوم به نام « مجمع عقلا» راه اندازی کرد. او در گفت‌وگویی با روزنامه جام جم قبل از انتخابات ریاست جمهوری به این مجمع اشاره می‌کند و می‌گوید:« من همیشه فردی اعتدال گرا و میانه رو و همواره با اصولگرایان معتدل صمیمی بودم، یكی از علائم اش هم این كه در مجلس دوم با طیف بندی راست و چپ، فراكسیونی تشكیل دادم كه به جلسه عقلا معروف شده بود. همه صاحب نظران طیف راست و چپ در آن فراكسیون جمع می شدند. همه آنها كه به عنوان چهره های شاخص بودند حضور داشتند. مثل آیت الله موحدی كرمانی، آیت الله انواری از یك سو و جناب آقای اسدالله بیات و جناب آقای كروبی از سوی دیگر حضور داشتند. این فراكسیون در مجلس چهارم و پنجم هم بود كه من اداره می كردم. البته اسم خاصی نداشت، یك فراكسیون فراجناحی بود؛ بنابراین همیشه همین شیوه را داشتم و هر جا كه كار می كردم معتدلین دو جناح با من صمیمی بودند.»

رسول منتجب نیا نماینده سه دورهٔ اول مجلس شورای اسلامی و رئیس کمیسیون دفاع مجلس درباره جلسه عقلا می گوید: ‫«جلساتی با مدیریت آقای دکتر حسن روحانی در منازل نمایندگان ساکن در اطراف مجلس (قدیم) و با عضویت بین ۱۵ تا ۲۰ تن از نمایندگان خواص ، که آن را جلسه عقلا نامگذاری کرده بودند . در آن جلسه چهره های شاخص جناح راست چون آقایان یزدی و موحدی کرمانی و جناح چپ چون آقایان بیات و هاشمیان و ….. شرکت فعال داشتند و جهت گیری آن جلسات کاملا روشن بود که ادامه جنگ را ناممکن و یا ناصحیح و توقف جنگ را ضروری می دانست ، هر چند بطور صریح در جلسات اعلام نمی گردید و حتی در جلسه نهائی که با رئیس وقت مجلس (هاشمی رفسنجانی) و فرمانده جنگ داشتیم، صرفا ضرورت ارائه پیشنهاد کتبی به امام مطرح شد.»

مهم‌ترین هدف این جلسات در اوج جنگ، پیدا کردن راهی برای پایان دادن به جنگ بوده است.

همانطور که از این خاطره‌ها مشخص است، روحانی به خاطر این ویژگی اخلاقی به شدت به دنبال تشکیل مجلس متشکل از نیروهای اعتدالی دو جریان اصول‌گرا و اصلاح‌طلب‌ها است. او پیش از این هم ناراحتی خود را از حضور سیاستمداران بی تجربه در سپهر سیاست ایران اعلام کرده بود. رئیس جمهور روحانی در سال ۹۳ و در جمع دانشجویان گفت:« به یک عده تازه به دوران رسیده که البته ما به انها هم احترام می گذاریم می گویم که نمی خواهد نسبت به آینده و ارزش های انقلاب و اسلام دل نگران باشند ، همه باید در ارزشها اجماع نظر پیدا کنید.»

«تازه به دوران رسیده‌ها»، لقب تازه‌ای بود که روحانی به مخالفان دولت به ویژه کسانی بود که در قاموس سیاسی ایران به عنوان دلواپس شناخته می‌شوند داد. این افراد کسانی بودن که طی سال‌های اخیر به ویژه در زمان ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد ظهور کردند و پله‌های ترقی را به سرعت طی کردند و به نهادهای مختلف از جمله مجلس نفوذ کردند. همین رشد غیرقابل باور باعث شد تا روحانی از عبارت “تازه به دوران رسیده” پرده برداری کند و امروز از “مجلس عقلا” سخن بگوید.

روحانی بر این باور است که این جریان، نحله‌ای تندرواست. کسانی که حاضرند برای رسیدن به اهداف خود حتی اخلاق را هم قربانی کنند. مناظره‌های سال ۸۸، یک شنبه سیاه مجلس نهم و یا برخی نطق‌های نمایندگان مجلسه علیه دولت و استفاده از عبارت هایی همچون «غلط کردن» نمونه‌‍‌های بارز این معناست.

اعتدال‌گرایان در منطق سیاسی خود منافع ملی را بر هر مسئله دیگری ترجیح می‌دهند اما جریان‌های تندرو همیشه سعی می‌کنند بر مدار منافع شخصی حرکت کنند. امروز برخی از نمایندگان مجلس نگران، حجم بسته‌های پنیر تولید شده در کشور هستند اما در زمان دولت قبل در برابر تمام کاستی‌ها سکوت می‌کردند، چون دولت، دولت مورد تایید آنها بود.

نکته جالب توجه در این میان این است که قبل از روحانی نیز هاشمی از رفتار این تندروها انتقاد کرده بود و آنها را جدید الاسلام‌ها» نامید. آیت‌الله در سخنانی در مورد این گروه سیاسی و تفکراتشان گفت:«جدید الاسلام ها به جان انقلاب و مردم افتاده اند، این گروه فرصت طلب که در دوران مبارزه حضور نداشتند، امروز قدرت را برای خودشان ابدی و مادرزادی و ارث حساب می کنند، اینها تصورات دیگری هم می توانند بکنند. چقدر تلاش شد که نگذارند در کشور اینترنت باشد. چقدر ماهواره را از بالای پشت بام ها جمع کردند، و من نمی دانم چه تاثیری کرد؟»

روحانی و هاشمی هر دو به دنبال رسیدن به یک هدف هستند و آنهم تشکیل مجلسی که بتواند در کنار دولت دوران پسابرجام را هدایت کند و این معنا تنها در صورتی محقق می‌شود که مجلسی اعتدالی در کشور شکل بگیرد.