از ناپرهیزکاران بپرهیزیم / می‌خواهند از پنجره باز‌گردند

 در آستانه یکی از سرنوشت سازترین انتخابات کشور هستیم . باید به تاریخ گذشته برگردیم تا ره توشه‌ای برای آینده بر‌گیریم.

 این که گفته می‌شود مردم ایران فراموش‌کارند ومسائل و حوادث را زود از یاد می‌برند ، حرف درستی نیست، بلکه کوتاهی مورخان وقصور نویسندگان است که به مسئولیت صنفی وتاریخی خویش درست و به موقع عمل نمی‌کنند وتاریخ را مدام ورق نمی‌زنند، آنوقت نااهلان و نا محرمان ازاین فرصت به نفع خود بهره  می‌گیرند.

 باید مدام تاریخ را گوش‌زد کرد ومرتبا نوشت تا درس عبرت و چراغ هدایتی برای نسل امروز وفردا باشد و از تکرارلغزش‌ها و از حاکمیت دوباره نا‌پرهیزکاران جلوگیری کند.

حتما ماجرای «‌هاله نور» را به یاد دارید، وقتی این ادعا ازآن آدم ناپخته سرزد چه مسائلی به بار آورد! طرفداران ساده لوح اما آن را جزو کرامات وی شمردند و بر ارادت و ایمان خود افزودند.

اطرافیان آگاه وفرصت طلب البته می دانستند و در دل خندیدند ، مخالفان عاقل ودلسوز هم هر چه فریاد زدند وگفتند او دچار توهم شده و دروغ می‌گوید، انگار گوش کسی بدهکار این نصایحِ خیرخواهانه نبود.

تصویر اول

آن مرد غرقه در رویاهای خود، وقتی از سفر نیویورک به ایران بازگشت به خیال این که قلعه خیبر را فتح کرده و ره صد ساله را یک شبه پیموده  به قم  رفت و به حضور حضرت آیت الله جوادی آملی رسید و خواست آن فقیه فرزانه را بازی داده ودور بزند، اما آن مرجع فیلسوف وقتی این حرف ها را از وی شنیدند از همان اول به دروغ گوئی وی پی بردند  وطی سخنان حکیمانه او را از این گونه رفتارهای ناپسند بر حذر داشتند و با استناد به حدیثی از پیامبر گرامی اسلام ، قریب به این مضمون فرمودند که ما حق نداریم حتی حیوانات را هم فریب داده و به آنها دروغ بگوییم.

جالب است  این فرد و نزدیکانش وقتی دیدند دروغ شان بر ملا شده  و دیگر عوام فریبی ها کارساز نیست ، ناشیانه در پی تکذیب بر آمدند اما گرفتارعذر بدتراز گناه و دروغ اندر دروغ شدند.

تصویر دوم

وقتی خبرنگار آمریکائی طی مصاحبه ای از او می پرسد : « پاییز سال گذشته که حضرتعالی در مجمع عمومی سازمان ملل سخنرانی داشتید، فرمودید احساس کردید یک هاله ای  حضرتعالی را در بر گرفته بود  و برای بیست وهفت دقیقه جنابعالی می فرمایید هیچکدام از رهبران  دنیا چشم بر هم نگذاشتند، برای شنیدن پیام جمهوری اسلامی!؟ »

احمدی نژاد در حالی که قیافه مضطرب  به خود گرفته با تلخندی در جواب می گوید : « حرف های جالبیه ، من هم تو روزنامه ها خواندم این حرف ها را.

 من فکر می کنم ، این حرف ها ، حرف های روزنامه ای است که همکاران شما می زنند تا فروش شان بیشتر شود!»  خبرنگار دوباره و سه باره در حالی که دو چشمانش را به دو چشم او دوخته سوالش را مطرح می کند، او نیز با همان قیافه و حرکات کذائی حرفش و اتهامش را تکرارمی کند.

  هر گاه این صحنه ها وکلیب ها را در فضای مجازی مرور ومشاهده می کنم، بیدرنگ عرق شرم بر پیشانی ام می نشیند.

ادامه فرافکنی ها

 جا دارد این دو کلیپ را ولو چند باره را ببینید و بعد در این نکته مهم تامل فرمایید که چگونه می شود یک فرد در جایگاه ریاست جمهوری     گفته ها وتاکید های قبلی خود را در مقابل خبرنگار آمریکایی نه تنها به راحتی انکار می‌کند، بلکه دریک اقدام غیر اخلاقی و فرافکنانه جامعه خبرنگاران را متهم می سازد که آنها این دروغ ها را ساخته اند تا فروش روزنامه ها شان بیشتر شود!

البته فرافکنی های این مرد نا‌پرهیزکار آن قدر زیاد است که به شمارش در نمی‌آید. با همه اینها او خودش را مصداق بارز«‌صداقت» مبی دانست و دیگران را به دروغ گوئی  متهم می کرد  ومی گفت: « ما صادقیم در رفتارمان ، چون صادقیم ، ثابتیم. اگر مثل  خیلی از شماها دروغ گو بودیم و پشت پرده یک چیز دیگر داشتیم ، سرتان کلاه می گذاشتیم.»

این گونه برخوردها ،علاوه بر دروغ گویی وفرافکنی، یک نوع تحریف هم به شمار می‌آید. یعنی  نه تنها سخنان دیگران، حتی حرف های خودش را هم به راحتی تحریف می کند.

مایه تاسف وشرمندگی

 حال باید ده ها بار پرسید چرا در نظام جمهوری اسلامی که بنیانگذارش  انسان صادق و کاملی مانند امام خمینی  و تئوریسین هایش شخصیت  های بزرگی  همچون : شهید بهشتی و شهید مطهری بودند فردی با این مشخصات و مختصات توانست بر مرکب خطیری چون مسئولیت ریاست جمهوری سوار شود؟!

چه کسانی و چه جریانی این گونه آدم ها را بر گُرده  ملت ایران سوار کردند؟ اینها چه جوابی برای مردم و چه پاسخی برای خدای متعال دارند؟

 
آیا برای ملت بزرگ و با فرهنگ ایران که سابقه هزاران سال صلابت ، سربلندی و تمدن دارد مایه خفت و خواری نیست که رئیس جمهورشان درمقابل خبرنگار آمریکائی جلوی دوربین های بین المللی این گونه آسوده آبرو و حیثیت او را به چوب حراج بگذارد؟!

ریشه ناپرهیز کاری ها

 امروز اگر چه آن مرد رفته  است اما خصلت های ناپسندش هنوز درجامعه میان برخی محافل رواج ، رونق و مشتری دارد.

هنوز فرهنگ غلطِ دروغ گویی، فرافکنی و تحریفِ سخنِ دیگران به نفع خود، چند قطبی کردن جامعه واختلاف انداختن در میان مردم در روزنامه ها وسایت ها وفضای های مجازی ترویج می شود و ادامه دارد.

 در دوسال گذشته مرتب دروغ گفتند. سخنان رئیس جمهور روحانی ، آقای ظریف و سایر همکاران وحتی طرف غیر ایرانی در مذاکرات هسته ای را تحریف کردند تا برجام به فرجام نرسد.

در مسافرت اخیر آقای روحانی به ایتالیا و فرانسه بازهم حرکت های غیراخلاقی حتی در صدا وسیما تکرار شد، بولتن های محرمانه وکارخانه های خبر سازی به راه انداختند تا به مردم القا کنند این مسافرت تاریخی نا‌موفق بوده است.

در آستانه انتخابات سرنوشت ساز هفتم اسفندماه نیز بر شعاع و عمق تحریفات ودروع پردازی‌ها وناپرهیزکاری ها افزوده می‌شود و چقدر حرف های بی اساس، دروغ، تهمت و افترا در حق شخصیت هایی اصیل ونزدیکان و منسوبان بیت امام گفته شده است.

جمله معروفی از شهید مظلوم آیت الله بهشتی درباره دکتر شریعتی است که می فرماید: «وقتی ما می توانیم از سخنان کسی برداشت مثبت ودرست بکنیم، هرگز حق نداریم آن را  تحریف کرده ، منفی و کفرآمیز معنا نماییم.» ( ر،ک : دکتر علی شریعتی: در مسیر شدن) 

شهيد بزرگوار آيت الله مطهري در اين باره نکته ظريف‌تری دارد و ريشه اين گونه تحريف‌ها را «قوم يهود» معرفي کرده و مي‌‏نويسد:

‏ «… تحريف انواعي دارد که مهم‌ترين آن‌ها عبارت است از: تحريف لفظي و تحريف معنوي. تحريف لفظي اين است که ظاهر ‏مطلبي را عوض کنند؛ مثلا از يک گفتار عبارتي حذف شود يا به آن عبارتي اضافه شود، و يا جمله‏‌ها را چنان پس و پيش کنند که ‏معني آن فرق کند؛ يعني در ظاهر و در لفظِ گفتار تصرف کنند.

تحريف معنوي اين است که شما در لفظ تصرف نمي‌‏کنيد، لفظ‌ همان است که‏ بوده، ولي آن را طوري معني مي‌‏کنيد که خلاف مقصد و مقصود گوينده است.

آن را طوري معني مي‌‏کنيد که ‏مطابق مقصود خود شما باشد نه مطابق مقصود اصلي‏ گوينده. قرآن کريم کلمة تحريف را مخصوصاً در مورد يهودي‌ها بکار برده ‏و با ملاحظه تاريخ معلوم مي‌‏شود که اين‌ها قهرمان تحريف در طول تاريخ هستند…» (حماسه حسيني، ج۱/ ص۱۳‏)

بد بینی‌،کینه توزی‌،کدورت، حتی اختلاف بین اعضای خانواده‌ها وخسارت‌های دیگری را که فرهنگ غلط آن هشت سال در میان مردم کشورمان ایجاد کرد شاید بتوان مصداق بارز همان « نفوذ جریانی» دانست که اخیرا مورد تاکید رهبری معظم قرار گرفت.

ریشه‌ها را بخشکانید

 پس مانده های جماعت افراطی هنوز هم به هر کار غیراخلاقی دست می یازند و در آن پایداری می‌کنند، مرتب خبر ها وبولتن های دروغ می سازند ، عکس ها وحرف های رقبای سیاسی  را تقطیع کرده ومنتشرمی کنند.

جالب است همه اینها را نیز از موضع اصولگرایی ودفاع از نظام ، انقلاب ورهبری انجام می دهند! آیا به قول شهید بهشتی : «با کار حرام می توان به بام سعادتِ حلال رسید؟» آیا این سری کارها، همان کارهای کمونسیت ها وحزب توده ای ها نیست که می گفتند : «هدف وسیله را توجیه می کند؟» آنوقت فرق این حضرات با کمونیست ها در چیست؟! شاید تنها فرق این باشد که آنها این امور را به حساب بی دینی ولامذهبی خودشان می گذاشتند واین آقایان با داعیه های مذهبی دست به این کارها می زنند.

بازگشت از پنجره
 

مردم وجوانان به خوبی می‌دانند این فرقه که از در بیرون رانده شدند اگر بخواهند دوباره از پنجره وارد شوند، این باردیگر هیچ چیزی از انقلاب ، امام‌، نظام نخواهد ماند.

ملت مسلمان وانقلابی ایران در اسفند ماه امسال با زبان حالِ انتخاباتی که از همه زبان ها گویا‌تر است، سخن نهایی خود را فریاد زده وخواسته درونی خویش را بر کرسی مردم سالاری دینی خواهد نشاند. اصول‌گرایان عاقل، باید صف خود را از آدم هایی که در پرونده خود سابقه مُهراندازی، کفش پراکنی ، بُتُن ریزی وسیمانکاریِ کذائی دارند، جدا کنند.

اصلاح طلبان معتدل نیز البته در عمل از لایه های تندرو تبری جسته اند.

 قاطبه مردم انقلابی ایران با الهام از مکتب عاشورای حسینی،  اصلاح طلبی و اصولگرایی را که ذیل گفتمان انقلاب هستند مایه افتخار می دانند، اما از افراطیون با هر ادعا تبری می جویند و هفتم اسفند فرصتی برای همین اعلام برائت است.

مجلسین شورای اسلامی و خبرگان رهبری، عصاره ملت مسلمان وانقلابی ایران است که تفرقه افکنان وناپرهیزکاران نباید در آن جایگاهی داشته باشند.

از این رو شایسته است که چهره هایی بر صندلی های  آن دو تکیه زنند که ویژگی های شاخص همین مردم  همچون «نجابت ، صداقت، علم، عقل، ایما‌ن ، پاک‌دامنی، امانت داری، دیانت ، شجاعت ، محبت و در یک جمله تمام فضائل ومناقب اخلاقی در قرآن و سنت» را به صورت واقعی و نه صوری در وجود خود داشته باشند.

مردم ایران اعتدال نبوی و جاذبه و دافعه علوی می خواهند که امروز طلایه دار آن حوزه و روحانیت و مرجعیت ودر راس همه‌ رهبری است ، آنها از ولنگاری و شلختگی بعضی در این سو یا واپسگرایی وانحصار طلبی در آن طرف خسته و دل زده اند  و این را در  7اسفند  1394 نشان خواهند داد.