دیدار رهبران مسیحیت شرقی و غربی؛ پایان هزار سال مطلق انگاری

همیاری؛ مهرداد خدیر– دیدار پاپ فرانسیس رهبر واتیکان با رهبر ارتدوکس‌ها از جنبه‌های گوناگون مورد توجه رسانه‌ها قرار گرفته است.

  اولین وجه اهمیت خبر این است که این اتفاق پس از هزار سال رخ داده و آن قدر بی‌سابقه است که شاید خیلی‌ها به این خاطر شگفت زده شدند که گمان می‌بردند دنیای مسیحیت یک نماد بیشتر ندارد و او نیز همان پاپ است.

  واقعیت این است که مسیحیت در هزار سال گذشته به دو شاخه غربی و شرقی تقسیم شده و مسیحیت غربی یا همان کاتولیک‌ها اختلافات بنیادینی با مسیحیت شرقی یا ارتدوکس ها دارند.

           
  نکته جالب دیگر این است که رهبران غربی و اروپایی خود غالبا پروتستان هستند نه کاتولیک ولی روابط بسیار نزدیکی با واتیکان دارند تا جایی که در ماجرای فروپاشی اتحاد شوروی آمریکای پروتستان در کنار رهبر کاتولیک ها قرار گرفت. با این حال از ۴۴ رییس جمهوری ایالات متحده تنها یک نفر کاتولیک بوده است.

  این که دیدار رهبران دو شاخه اصلی مسیحیت در کشوری انجام شده که در نیم قرن  در اختیار برادران لامذهب کاسترو بوده نیز جالب است.

  وجه سوم اهمیت قضیه در این است که بدانیم «کریل اول» اسقف اعظم ارتدوکس ها متحد و حامی ولادیمیر پوتین رهبر روسیه است در حالی که واتیکان به صورت سنتی از متحدان آمریکا به حساب می‌آید هر چند که پاپ کنونی بیش از آمریکای شمالی به آمریکای لاتین متمایل است و موضع‌گیری های ضد سرمایه‌داری هم دارد.

  مسیحیت کاتولیک اما با مسیحیت ارتدوکس چه اختلافاتی در عقاید دارند؟
 
  کلیسای ارتدوکس در اواسط قرن یازدهم و در پی دیدگاه های متفاوت مذهبی در دو پایتخت شرقی و غربی – قسطنطنیه و روم- ایجاد شد و اختلافات را تشدید کرد.

  مهم‌ترین مورد اختلاف مذهبی این دو این است که مسیحیان شرقی یا ارتدوکس‌ها روح القدس را تنها ناشی از «پدر» می‌دانند در حالی که مسیحیان غربی یا کاتولیک ها روح القدس را از «پسر». – [ تاریخ ادیان/ علی اکبر ترابی/ ص ۳۰۹]

  مسیحیان ارتدوکس اعتقادات مربوط به برزخ و بارداری بی شایبه مریم و مصونیت مقامات بزرگ کلیسا از اشتباه و خطا نزد کاتولیک ها را رد می کنند.(مذهب کاتولیک جانشین مسیحیت ابتدایی شد و کلیسای کاتولیک خود را وارث دولت روم تلقی کرد و خصایص آن را حفظ کرد و به صورت اجتماعی درآمد که کاملا مبتنی بر سلسله مراتب است و پاپ در راس آن قرار دارد).

  تفاوت دیگر کاتولیک ها با ارتدوکس‌ها در این است که کشیشان ارتدوکس همسر اختیار می‌کنند و عبادت های شفاهی را به زبان کشور خود انجام می‌دهند.

  درباره مسیحیان ایران می‌توان این توضیح را آورد که شماری از آنان به عنوان مسیحیان نسطوری شناخته می‌شوند زیرا پیرو اسقفی به نام نسطوریوس هستند که در قرن پنجم می‌زیسته است.

 پروتستان‌ها نیز همان‌هایند که در قرن ۱۶ میلادی دست به رفرم (‌اصلاح) زدند. اولین سنگ بنای این شاخه از مسیحیت با اعتراض یا پروتست «لوتر» به خرید و فروش «عفو» گذاشته شد. لوتر می‌گفت: اطلاعات مذهبی و وسیله عفو از گناهان در انحصار پاپ و کلیسا نیست. اصلاح‌طلب یا رفرمیست دیگر «کال وین» بود که مرکز فعالیت خود را ژنو قرار داد و جمهوری پروتستان را پایه گذاشت.

  دیدار رهبران دو شاخه مهم مسیحیت در کوبا را پس از هزار سال می‌توان به این معنی دانست که هر دو پذیرفته‌اند که اولا دیگر نمی‌توانند تنها خود را نماینده خداوند بر روی زمین بدانند و ثانیا غیر خود را هم باید به رسمیت بشناسند چرا که نمی‌توانند دیگران را به مدارا و مفاهمه توصیه کنند ولی در دل مسیحیت هر یک دیگری را نفی و انکار کند.

  چرا که در دنیای بیرون از مسیحیت هر دو را قبول ندارند و درون خود مسیحیان نیز نحله های دیگری چون پیوریتن ها هم هستند که مهم ترین اعتقاد آنان چنین است: «سرنوشت هر انسانی از قبل تعیین شده هر چند از زمان هبوط آدم زاده گناه و مستحق لعن و نفرین ابدی است.»

  مهم ترین عاملی که دو رقیب هزار ساله را به دیدار و گفت و گو ترغیب کرده تهدید مشترک است. چه از درون و چه از بیرون.