فرش قرمز؛ رسم فرنگی؟ حرام یا کمدی؟

جشنواره فیلم فجر با تمام خوبی‌ها و بدی‌هایش، حاشیه‌ها و هیاهوهایش و البته فرش قرمزهایش به پایان رسید، اما یکی از موضوعاتی که در این دوره از جشنواره محل بحث و مجادله بود، فرش قرمزهایی بود که قرار بود به جشنواره شأنیت بدهد.

به گزارش ایسنا، فرش قرمز پدیده تازه‌ای نیست، رسمی خارجی هم نیست که اگر در جشنواره‌های ما اجرا شود، تقلید از هنرمندان خارجی یا نوعی غرب‌گرایی به شمار بیاید؛ چراکه اصولا فرش جزو ویژگی‌های فرهنگی ایران است. ضمن اینکه اجداد ما از دیرباز برای مهمانان عزیز راهی را می‌گشودند تا احترام آنان حفظ شود. این راه می‌توانست به صورت گستردن فرش باشد یا شیوه‌هایی دیگر که بارزترین نشان این احترام پله‌های تخت‌جمشید است که به دستور شاه داریوش، برای رعایت احترام و عزت مهمانان به صورت پله‌هایی کوتاه طراحی شده بود.

اما از آنجا که در جشنواره‌های هنری ما رسم فرش قرمز چندان با سابقه نیست، این موضوع امسال در جشنواره فیلم فجر یکی از مسایلی بود که تا آخرین روز جشنواره درباره آن بحث و اختلاف نظر وجود داشت و یکی از پرسش‌های ثابت خبرنگاران در نشست‌های نقد و بررسی فیلم‌های جشنواره بود.

هنرمندان در این دوره از جشنواره به دلایل کاملا متفاوت روی فرش قرمز نرفتند. یکی آن را برای خود حرام دانست و دیگری آن را نوعی سیرک به شمار آورد.

اما یکی از اولین کسانی که درباره مخالفت خود با فرش قرمز سخن گفت، پرویز پرستویی بود که در این دوره از جشنواره با فیلم “بادیگارد” حضور داشت. وی چندین روز پیش از جشنواره گلایه‌های خود را دباره شکل برگزاری جشنواره فجر اعلام کرد و یکی از این گلایه‌هایش درباره فرش قرمز بود.

او با تاکید بر اینکه “محال است پایم را روی فرش قرمز بگذارم”، گفت: فرهنگ من ایرانی است. من باید با فرهنگ و دنیای خودم این چیزها را آموخته باشم تا بتوانم بپذیرم. اگر در هالیوود این کار را می‌کنند، مرتبط با فرهنگ‌شان است و من هم که می‌بینم، لذت می‌برم. ما بیاییم به جای آنکه تزئینات این جشنواره را زیاد کنیم، قضاوت‌هایمان را درست کنیم و مثل سال‌های ۶۰ و ۷۰ کمی دوستانه‌تر و مهربان‌تر برخورد کنیم.

ابراهیم حاتمی‌کیا، کارگردان “بادیگارد” هم دیگر مخالف فرش قرمز بود که دلایل مخالفت خود را در نشست خبری فیلمش این گونه توضیح داد: واقعیت این است که خیلی به این فضا علاقه‌ای ندارم و حتی از بودن در آن خجالت می‌کشم و پرویز هم همین حال را دارد. به همین دلیل بچه‌ها اجازه گرفتند که اگر ممکن است، روی فرش قرمز نرویم و من هم حالم خوش نیست برای اینکه در این فضا قرار بگیرم.

او با لحنی طنزآمیز با اشاره به نظرات مختلفی که درباره کراوات وجود دارد و بعضی آن را حرام و عده‌ای آن را مکروه می‌دانند، افزود: برای من بودن در این فضاها (فرش قرمز) حرام است، به ویژه در کشور خودم. اما خوشبختانه جشنواره مرتب و منظم و آبرومندانه برگزار شده است. مدیر کاخ جشنواره برایم مرد محترمی است، اما به هر حال احوالات ما چنین است. ابدا به کسانی که در آن فضا قرار می‌گیرند و عکس می‌گیرند، بی‌احترامی نمی‌کنم؛ اما خودِ ما این فضا را دوست ندارم.

پرویز پرستویی هم در همین نشست دیگر دیدگاه‌های خود را درباره فرش قرمز این گونه بیان کرد: به هر حال برگزارکنندگان جشنواره تصمیم گرفته‌اند که با این شکل و شمایل آن را برگزار کنند، اما خود من از بچگی چنین روحیه‌ای ندارم. اولین‌باری که کت پوشیدم، روز عروسی‌ام بود و آنقدر نامتعادل شدم که زمین خوردم و کتم پاره‌پاره شد. نمی‌خواهم بی‌حرمتی کنم، اما وقتی در این فضا و میزانسن قرار بگیرم، تعادلم را از دست می‌دهم و راحت نیستم. حُسن نیت مسئولان را می‌فهمم که می‌خواهند فضای دلنشینی ایجاد کنند و تماشاگر هم آن را دوست دارد، اما خودِ من این علایق را ندارم.

مانی حقیقی دیگر هنرمندی بود که با گروهش روی فرش قرمز نرفت، اما دلایل او کاملا با حاتمی‌کیا متفاوت بود.

حقیقی که در این دوره از جشنواره با فیلم «اژدها وارد می‌شود» حضور داشت، در نشست خبری فیلمش و در پاسخ به پرسشی درباره حاضر نشدنش روی فرش قرمز جشنواره فجر تاکید کرد: برخلاف آقای حاتمی‌کیا، هیچ مشکلی بابت فرش قرمز ندارم. بلکه برایم خیلی دل‌انگیز است و جزو آداب و رسوم همه جشنواره‌های دنیاست. به همین دلیل در جشنواره‌های دیگر در مراسم فرش قرمز حاضر می‌شوم. حاضر نشدن ما روی فرش قرمز جشنواره فجر به این دلیل بود که این مراسم به بدترین شکل ممکن اجرا می‌شد و شیوه اجرایش کاملا نادرست است.

او با اشاره به شیوه اجرای فرش قرمز در این دوره از جشنواره فجر توضیح داد: در فرش قرمز به پیشواز آن هنرمند می‌آیند، اما معماری برج میلاد به گونه‌ای است که هنرمندان باید از طبقات بسیاری بگذرند و کلی با دوستان‌شان سلام و احوالپرسی کنند، بعد از سالن خارج شوند و دوباره وارد آن شوند تا مراسم را برگزار کنند! به همین دلیل از نظر من این فرش قرمز جعلی، غلط و کمدی است و نتوانستم به چنین سیرکی تن بدهم.

اما غایبان فرش قرمز فقط همین هنرمندان نبودند. پرویز شهبازی که امسال با فیلم «مالاریا» در جشنواره شرکت داشت، برای حضورش روی فرش قرمز خواسته‌ای عجیب را عنوان کرده بود. وی با بیان اینکه بهروز غریب‌پور، مدیر کاخ جشنواره و مدیر سابق خانه هنرمندان ایران را نمی‌شناسد، گفته بود دبیر جشنواره باید شخصا به پیشواز او و گروهش بیاید تا آنها روی فرش قرمز حاضر شوند. هرچند ظاهرا بعدا پشیمان شده بود، اما به هر حال مراسم پیشواز از وی انجام نشد و شهبازی هم روی فرش قرمز نرفت.

آرش عباسی، نویسنده فیلمنامه «گاهی» که در بخش هنر و تجربه اکران شد، نیز به دلیل اختلاف با گروه سازنده این فیلم که بدون اطلاع وی فیلمنامه را بازنویسی کرده بودند، روی فرش قرمز نرفت.

در آخرین روز جشنواره هم فرش قرمز همچنان جریان‌ساز بود. این بار محمد شیروانی – مستندساز – بود که خبرساز شد.

وی درباره دلایل حضورش روی فرش قرمز گفت: این پرفورمنس برایم رسانه‌ای است تا به واسطه‌ی آن به وضعیت این سال‌های سینمای ایران، همسان‌سازی و هم‌شکل شدن فیلم‌ها، توقیف یا عدم اکران تولیدهای متفاوت انتقاد کنم. وقتی در خبرها خواندم حاتمی‌کیا و مانی حقیقی حاضر نشدند تا روی فرش قرمز حضور یابند، یکی به دلیل حرام دانستن و دیگری به خاطر سیرک شمردن آن، تصمیم گرفتم به شیوه‌ی خودم در این بالماسکه شرکت کنم.

شیروانی که این روزها سینمای پرفورماتیو را به عنوان یکی از موثرترین رویکردهای هنری می‌داند، در حال اجرای تعدادی پرفورمنس گروهی در سطح شهر است. البته سر و شکل عجیب شیروانی در فرش قرمز اختتامیه‌ فیلم فجر باعث شد تا از ورودش به سالن همایش‌های برج میلاد جلوگیری شود. این کارگردان سر و صورت خود را درون سازه‌ای ماسک‌مانند پنهان کرده بود و تنها راه دیداری مخاطب با او از طریق فرو کردن سر درون استوانه‌ای پارچه‌ای و سیاه رنگ بود تا امکان گفت‌و‌گویی دیداری در فضایی خصوصی در باب سینما مقابل دوربینی که روی پیشانی‌اش قرار داشت، فراهم شود.

ماجراهای فرش قرمز فقط به حضور و غیبت هنرمندان خلاصه نشد. لباس بازیگران هم از جمله مواردی بود که مورد توجه قرار گرفت؛ تا جایی‌که مقایسه لباس‌های بازیگران ایران و خارجی روی فرش قرمز از دیگر مواردی بود که در این چند روزه در فضای مجازی دست به دست شد و در گروه‌های متعدد و متفاوتی که بعضا هیچ ربطی هم به فضاهای هنری نداشتند، بارها و بارها کپی شد. این در حالی است که برگزارکنندگان جشنواره چندین روز پیش از آغاز به کار این رویداد بارها از هنرمندان خواسته بودند با لباس رسمی در مراسم حاضر شوند تا شأن جشنواره فجر به عنوان مهمترین جشنواره سینمایی، رعایت شود.

نکته جالب اینجاست در شرایطی که تعدادی از هنرمندان روی فرش قرمز نرفتند، فرش قرمز فرصتی داد به بعضی از مخاطبان غیر هنری ، کسانی که شاید در آرزوی شهرت هستند، تا با گرفتن ژست‌های متفاوت روی فرش قرمز جشنوار ه فجر عکس یادگاری بگیرند و دست‌کم به بخشی از رویاهای طلایی خود ولو در حد عکس گرفتن روی فرش قرمز برسند!

غرض از نگارش این گزارش رد یا تایید کامل فرش قرمز نیست، چراکه باید بیش از هرچیز به شکل اجرای آن پرداخت. اگر فرش قرمز در مکانی با معماری درست برگزار شود که طی آن هنرمندان در اولین لحظه ورودشان روی این فرش قرار بگیرند و اگر وضعیت آن به گونه‌ای نباشد که مدام ناچار شوند به مخاطبان برنامه توضیح بدهند، کمی آن طرف‌تر بایستند تا فرش را لگد نکنند، و البته اگر هنرمندان با لباسی در شأن خودشان روی فرش قرمز بایستند، رسم فرش قرمز این همه حاشیه نخواهد داشت و چه بسا به آداب دلنشین رویدادهای هنری تبدیل شود.