لَج‌واپسان

همیاری – سفر روحانی به اروپا که با همراهی دو معاون رئیس جمهور، ۹ وزير، رئيس كل بانك مركزي و  90 تاجر و كار آفرين ایرانی صورت گرفت، نشان داد که دولت برای استفاده هر چه سریع تر از ظرفیت های برجام مصمم است، چه آن که می داند طبق عرف و حقوق بین الملل این، “تفسیر عملی برجام” است که نقشه راه تعاملات جدید ایران و جهان را ترسیم می کند و هر رفتاری که از همین ابتدای کار صورت پذیرد، همان مبنای عمل در آینده می شود.

از همین روست که روحانی، بار اولین سفر اروپایی اش بعد از برجام را با رنگ و بوی اقتصادی بست به گونه ای که بیش از دولتمردان، این بازرگانان و صنعتگران و کارآفرینان بودند که او را در این سفر همراهی می کردند.

دستاورد سفر هم، بسیار فراتر از حد انتظار بود. بیش از ۵۱ میلیارد دلار قرارداد بین ایران و دو کشور فرانسه و ایتالیا منعقد شد.

اما نکته اسف انگیز این است که عده ای در داخل به جای آن که با مردم همراهی کنند و از این که بعد از یک دهه انزوا، بار دیگر مملکت شان به جامعه جهانی متصل شده است خوشحال و امیدوار باشند، از سر عناد و لجاج می کوشند تمام تلاش هایی که دولت و بخش خصوصی، پیش و حین سفر داشتند را نادیده بگیرند و حتی در صدد تخریب نیز برآیند. گویا قوم بنی اسرائیل، با همه آن لج بازی های تاریخی اش، بار دیگر ظهور کرده است.

این که یک عده مخالف سیاسی بخواهند دولت مستقر را نقد کنند، امری عادی است اما نقد و انتقاد با “بی وجدانی” و “بی وطنی” و “به حراج گذاشتن شرافت”، حتماً فرق می کند.

تا دیروز، به واسطه دستپخت همین طلبکاران امروز، ما ایرانی ها ، حتی نمی توانستیم یک خرید ساده در حد قطعه ای برای پالایشگاه داشته باشیم. حتی اگر با IP ایران می خواستیم، برنامه ای را از اینترنت دانلود کنیم، این اجازه را به صرف این که ایرانی هستیم، به ما نمی دادند.
اینک اما با تدبیر صورت گرفته که ثمره مشترک نظام و دولت و ملت است، دو کشور مهم اروپایی برای رئیس جمهور ایران فرش قرمز گسترده اند تا بتوانیم تمام آنچه در طول یک دهه گذشته بدان نیاز داشتیم و از ما دریغ می کردند را تهیه کنیم.

حال جریان دلواپس که تمام تلاش هایش برای ناکامی برجام را بر باد می بیند، می کوشد با بی تقوایی محض، این تلاش ملی را، تخطئه کند. به عنوان مثال، این جریان در حال پمپاژ این گزاره است که روحانی، برای شرکت های فرانسوی و ایتالیایی بازاریابی کرد! یا دیگری تیتر می زند که هواپیمای نو می خواهیم چه کار؟ یا می گویند که ماشین های فرانسوی نمی خواهیم و از این قبیل سخنان!

البته که برای دلالان هواپیما که هواپیماهای کهنه و فرسوده و قطعات آن را به چند برابر قیمت به ایرلاین های داخلی می فروختند، ورود هواپیمای نو، آن هم بعد از قریب به ۴۰ سال، یک کابوس است. یا برای دلالانی که ایرانیان را تنها لایق خودروهای بنجل چینی می دانند، حتما ورود مجدد پژو خبر ناراحت کننده ای است، آن هم نه مانند قبل، که بیایند و فقط بفروشند بلکه این بار، قرارداد بسته اند که اگر می خواهید در ایران حضور داشته باشید، باید شرکت مشترک با ایران تاسیس کنید و نیمی از هزینه آن را که ۴۰۰ میلیون دلار است، وارد ایران کنید و ۳۰ درصد تولید مشترک را هم به نفع دو طرف به خارج صادر کنید. تازه بعد از پژو، بنز و سایر کمپانی ها نیز در راه اند.

حال بماند که برای نوسازی ناوگان هلی کوپترهای اورژانس، پالایشگاه ها، کارخانه ها، بخش کشاورزی و … نیز قراردادهای متعددی بسته شده است و بماند که بعضاً و به ویژه در پتروشیمی ها، میلیون ها دلار سرمایه گذاری داخلی، لنگ یک یا چند قطعه بود که به ما نمی دادند و الان قرار است با توافقات جدید احیا شوند و بماند که با نوسازی صنایع، چقدر در مصرف انرژی صرفه جویی می شود، چقدر کاهش آلایندگی خواهیم داشت، چقدر بهره وری بالاتر می رود، چقدر کیفیت تولید بالا می رود، چقدر هزینه تولید پایین می آید، چقدر اشتغال ایجاد می شود و … .

اشکالی ندارد! بگذارید از اتاق فکر جریانی که رسماً منافعش به خطر افتاده، دستور دهند که رسانه های زنجیره ای شان یکصدا تلاش سربازان سیاسی،دیپلماسی و اقتصادی ایران را تخطئه کنند و تصور کنند که مردم نیز مانند قومی نادان، هر چه آنها از سر لجاج و عناد می بافند، باور کنند.
البته، تلخی ماجرا این است که مدعیانی که از گشایش اقتصادی کنونی انتقاد می کنند، خودشان واقعیت ها را بهتر از همه می دانند و درست در لحظه ای که حرف می زنند، می دانند که دارند دروغ می گویند تا دولت را به زمین بزنند و بار دیگر به قدرت بازگردند تا همان آش باشد و همان کاسه ای که در آن ۸ سال کذایی گذشت.

اینان همه چیز را می دانند و صرفاً از سر “لجاج” با دولت و “دلواپسی” برای منافع خود این گونه رفتار می کنند. هم از این رو، باید تلفیقی از لجبازی و دلواپسی را در توصیف شان به کار برد: “لج‌واپسان”!